به دیدارم بیاهرشب دراین تنهایی تنهاوتاریک خدامانند دلم تنگ است بیاای روشن ای روشنترازلبخند شبم راروزکن در زیرسرپوش سیاهیها دلی خوش کرده ام بااین پرستوهاوماهیها واین نیلوفرآبی واین تالاب مهتابی بیاءای همگناه من دراین برزخ بهشتم نیزوهم دوزخ به دیدارم بیا ای هم گناهء ای مهربون با من که اینان زود می پوشند رو در خوابهای بی گناهیها و من می مانم وبیداد وبی خوابی ...شب افتاده است ومن تنهاوتاریکم ودر ایوان ودر تالاب من دیریست در خوابند پرستوها وماهیها وآن نیلوفر آبی بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی دیدارم بیاهرشب
دراین تنهایی تنهاوتاریک خدامانند
دلم تنگ است
بیاای روشن ای روشنترازلبخند
شبم راروزکن در زیرسرپوش سیاهیها
دلی خوش کرده ام بااین پرستوهاوماهیها
واین نیلوفرآبی واین تالاب مهتابی
بیاءای همگناه من دراین برزخ
بهشتم نیزوهم دوزخ
به دیدارم بیا ای هم گناهء ای مهربون با من
که اینان زود می پوشند رو در خوابهای
بی گناهیها
و من می مانم وبیداد وبی خوابی
...شب افتاده است ومن تنهاوتاریکم
ودر ایوان ودر تالاب من دیریست
در خوابند
پرستوها وماهیها وآن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی
+
دختری از جنس تنهایی
|


خسته شدم!تنها شدم!افکارم فراری شدن!
چقدر ترانه بخونم.چقدر قصه های تکراری رو بخونم!چقدر کلاغ در راه باشه و به لونه اش نرسه!
دستای سردمو بگیر....
آخرش یه روز همه به پام میوفتن!وقتی فهمیدن چجور منو ذره ذره ریز کردن!وقتی فهمیدن چقدر خواستم و منو نخواستن!من ماندنیم!
دستای سردمو بگیر...
نگاهم همه جا میگرده!این سقف!همین که سقفه دلمه!هیچ دیواری نداره!مرزها رفتن!
دل به صدای من نبند,من آخرین رهگذرم.....توی شهر غریبه ها!ماندنی ترین!
دستای سردمو بگیر...
یه روز آخرش منو کم میارید...به خدا کم میارید...تنها بودم.اما بودم!به خدا منو کم میارید!
دیر اومدم که زود برم!برق چشم های من دینا رو فراموش میکند...آخر یه روز همه میفهمند! اما کاش دیر نباشد...شایدم دیر تر از همیشه!خوابت میاد؟!
لالایی های من گریه دار نیست...خشن و خوفناک نیست!فقط قحطیه غزل داره!
زندگی من و کم میاری!میدونم..میدونم در ظاهر پیروزی..اما من هنوز وایسادم!
آره رفیق..هنوز نفس میکشم..نتونستی نفسمو بگیری!
دستای سردمو بگیر....
در شب تار و سوت و کور به آرزوی من نخند!
.
.
.
.
فاصله ,یه چیزی بپرسم؟من کجای تو وایسادم؟!
.
.
.
.
دستای سردمو بگیر!
+
دختری از جنس تنهایی
|

من خواب دیده ام که کسی میآيد
من خواب يك ستاره ي قرمز ديده ام
و پلك چشمم هي مي پرد
و كفش هايم هي جفت ميشوند
و كورشون
اگر دروغ بگويم
من خواب آن ستاره ي قرمز را
وقتي كه خواب نبودم ديده ام
كسي مي آيد
كسي مي آيد
كسي ديگر
كسي بهتر!!!!!!!
+
دختری از جنس تنهایی
|


+
دختری از جنس تنهایی
|

کودک نجوا کرد: خدايا با من صحبت کن.... و يک چکاوک در چمنزار آواز خواند..... ولی کودک نشنيد....... پس کودک فرياد زد: خدايا با من صحبت کن .... و آذرخش در آسمان غريد..... ولی کودک باز متوجه چيزی نشد....... سپس کودک فرياد زد:خدايا به من يک معجزه نشان بده .... و يک زندگی متولد شد..... کودک نفهميد....... کودک در نا اميدی گريه کرد و گفت: خدايا مرا لمس کن ...و بگذار تو را بشناسم .... پس نزد وی آمد و لمسش کرد..... ولی کودک بالهای پروانه را شکست!!!..... و در حاليکه خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد.... 
+
دختری از جنس تنهایی
|

دلم برای وفاداری های عاشقونه ام تنگ شده

+
دختری از جنس تنهایی
|
